برچسب:
نویسنده: یاسین مرادیان
همه آنچه لازم است درباره نامه بدانید، در ادامه آمده است. سراب و هستو روشن شود به پيش نظر. مرا - به جان تو - از ديرباز مي ديدم که روز تجربه از ياد مي بري يک سر سلاح مردمي از دست مي گذاري باز به دل نمانََد هيچ ات ز رادمردي اثر مرا به دام عدو مانده اي به کام عدو بدان اميد که رادی نهم ز دست مگر؟ نه بیان داده بودم صد ره که نان و نور، مرا گر از طريق بپيچم شرنگ باد و شرر؟ کنون من ايدر در حبس و بند خصم ني اَم که بند بگسلد از پاي من بخواهم اگر: به سايه دستي بندم ز پاي بگشايد به سايه دستي بردارَدَم کلون ا
برچسب:
نویسنده: یاسین مرادیان
برچسب:
نویسنده: یاسین مرادیان
برچسب:
نویسنده: یاسین مرادیان